تبليغاتX
دیدن دارد....
 

شاید به گل توان کرد یک لحظه ای اشارت

شاید دهد برایت از آمدن بشارت

پرهیز می نکردم از وصف ساحت گل

شاید که لب گشاید با خنده البشارت

ثبت نظر نمودم شاید نظر نمایی

یک گوشه ای از آن چشم با ناز یا اشارت

در دست تو اسیرم باشی تو دستگیرم ؟

می خوام برات بمیرم این اول حکایت

از اندرون تاریخ در انتظار سبزیم  

تا این همه گدائی ریزیم زیر پایت

در حسرتم خدایا کی می شود بگویی!!!  

خوش باش زیر لطف مولا  و مقتدایت

+ نوشته شده توسط رضاعباسی شهرک امام خمینی در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 17:34 |

عاشق روي تو

دل به دلدار سپرديم نه با فن بيان

عاشق روي تو گشتيم چه مخفي چه عيان 

بی تو من باطل و هیچم منو از خویش مران

با تو بگذار بیائیم کران تا به کران

تو که اربابی و ما جمله غلامان توایم

چمشها سوی تو داریم ولی دل نگران

چه شود نور امیدی بدهی بر دل ریش

تانشانی شود از سوی تو بر اهل زمان

 

اگر عشق اولماسا عاشقلقین معنا سی گورسنمز

محبت جوشماسا عشق اهلینین دریا سی گورسنمز
گرک یانسین الو لانسین کول اولسون عشقینه عاشق
محبت شمعنه گر یانماسا پرواننین دیبا سی گورسنمز
حقیقت ده گرک پابند اولا پیمانینه دنیاده عاشقلر
گرک جاننان
گچه گر گچمه سه مجنون اولار لیلا سی گورسنمز

+ نوشته شده توسط رضاعباسی شهرک امام خمینی در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 17:33 |

بنده نوازی

منتظرم بنده نوازی کنی
ناز بر این عین نیازی کنی

عشق تو آتش زده بر تارو پود

هستی من نیست شده گشته دود

ملتمسم حق خدای ودود

پای بنه بر سر کل وجود

کم نشود عشق من از سوی تو

سرخوشم از سرخوشی روی تو

هست من از هست تو هستی گرفت

جان وجودم ز تو مستی گرفت

+ نوشته شده توسط رضاعباسی شهرک امام خمینی در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 17:31 |


Powered By
BLOGFA.COM