شاید به گل توان کرد یک لحظه ای اشارت
شاید دهد برایت از آمدن بشارت
پرهیز می نکردم از وصف ساحت گل
شاید که لب گشاید با خنده البشارت
ثبت نظر نمودم شاید نظر نمایی
یک گوشه ای از آن چشم با ناز یا اشارت
در دست تو اسیرم باشی تو دستگیرم ؟
می خوام برات بمیرم این اول حکایت
از اندرون تاریخ در انتظار سبزیم
تا این همه گدائی ریزیم زیر پایت
در حسرتم خدایا کی می شود بگویی!!!
خوش باش زیر لطف مولا و مقتدایت
+ نوشته شده توسط رضاعباسی شهرک امام خمینی در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت
17:34 |
